ای دی
با سلام به شما دوستان عزیز اگه از این به بعد با من کاری داشتید:
YAHOO ID:
Ayyaran2005
با سلام به شما دوستان عزیز اگه از این به بعد با من کاری داشتید:
YAHOO ID:
Ayyaran2005
افزایش کارآیی با تغییر حافظه مجازی
در ویندوز وقتی حافظه ی اصلی برای اجری برنامه ها و انجام کارها کافی نباشد از قسمتی از هارد برای این کارها استفاده می شود که به آن حافظه ی مجازی گویند. محل مورد استفاده و همچنین حجم این نوع حافظه را می توان تنظیم کرد برای این کار بر روی my computer کلیک راست کنید و پس از کلیک بر روی properties و رفتن به قسمت Advanced در بخش performance روی settings کلیک کنید و به قسمت Advanced بروید. در این قسمت در بخشvirtual memory روی change کلیک کنید .برای افزایش کار آیی ویندوز بهتر است initial size را هم برابر maximum size قرار دهید . همچنین اگر کامپیوتر شما دارای 2 هارد جداگانه است محل حافظه مجازی را روی هاردی که سیستم عامل در آن نصب نشده است قرار دهید.............
![]()
![]()
![]()
نظر فراموش نشه(جیگر)![]()
![]()
![]()
![]()
سایت شناسی
و اما یه سایت برای دخترهای لوس و نونور !! خانوما اینجا رو ببین حتما
اینم پاتوق بازیگرهای ایرانی هست حالشو ببرین
شعری درباب قارچ سمــــــــــی:
رسولي ست ملاقلي پور نام
به هم برزن ساقي و بزم و جام
به هر جا رسول آمده ناگهان
به هم خورده اوضاع كل جهان
نبيني به فيلمش اثر از خوشي
كه هستند بازيگران شوروشي
(اگر «شورشي»، «شوروشي» شد چه باك
نباشيم از اين جهت بيمناك)
همه اهل فرياد و دعوا و داد
نبيني كسي را در آن فيلم شاد
همه فيلمهايش همين گونه اند
همه شخصيت هاش پرچونه اند
همه يكدگر را كتك مي زنند
به هم دائما مشت و چك مي زنند
لگد مي زنند و چك و سيخ و مشت
ز اين سوي و آن سوي و بر روي و پشت
تماشاچيان اثر لاجرم
لگد مي زنند و سقلمه به هم
به داغ و درفش و به شمشير و ميخ
كند مو بر اندام بيننده سيخ
به فيلمي كه ديروز ديدم از او
عزيزان بدون كمي گفتگو
يقينا به هنگام اتمام كار
سه ميليون تومن پول آكساسوار
بدادند زيرا كه خودم بي دريغ
شمردم همه چيزها را دقيق
آباژور سه تا، پارچ و ليوان، چهل
گرفتند بالا و كردند ول
تلفن شكستند هر يك دو تا
تله ويزيون نيز هر يك جدا
شكستند آنگاه ده پنجره
كشيدند فرياد از حنجره
همه چيزها را به هم كوفتن
بسي فحش گفتند جاي سخن
پس از فيلم بيننده ها خل شدند
همه داغ كردند و منگل شدند
در آن فيلم مردان بي احتياط
نشستند با هم كنار بساط
يكي منقل داغ افروختند
كشيدند و بستند و زان سوختند
در آن فيلم يك خوبرو دخترك
به دنبال مردي براي كمك
روان بود اما يكي مرد بد
زرنگي نمود و از او قاپ زد
جوانان بي عار خيلي ژيگول
كه بودند قرتي و شيك و سوسول
كشيدند بنگ و بخوردند مي
تعارف نمود اين به وي آن به وي
به زندان صد و سي نفر خل مشنگ
نمودند تزريق با يك سرنگ
ببخشيد، شعرم به هم ريخته
همه چيزم از سقف آويخته
ببخشيد، اگر نابهنجار شد
همه بيت ها تيره و تار شد
ببخشيد اگر معني اين سخن
به هم ريخت آشفته شد شعر من
ببخشيد اگر وقت تان شد تلف
بكرديد از خواندن شعر، كف
ببخشيد، تاثير آن فيلم بود
خدايا شفايم بده زود زود
دو فيلم با يك بليط !!!
چند وقت پيش، اوايل مرداد وقتی از اين همه امتحان و پروژه های دانشگاهی، شکر خدا فارغ شدم، قصد کردم برم سينما فيلم« کاغذ بی خط »، اما يه دفعه متوجه شدم که فيلم تقوايی رو بعد از حدود سی و پنج روز با وجود فروش خوب از پرده برداشتن و در حقش ناعدلی شده و اين جور حرفا. اون روزها تو جرايد و اينور و اونور خوندم و شنيدم که فيلم تقوايی به دليل پايين تر بودن از کف فروش هفتگی از اکران برداشته شده!! تعجب کردم و يه سر به سايت «ايران اکتور» زدم و ديدم که نه بابا اون طوريا هم که ميگن نيست و با لطف و منت دست اندر کاران سينما، فيلم هنوز در دو سه سينما در حال اکرانه. -- همين لوتی گريهاشون منو کشته. -- خوب، من هم که برای خريد کتاب و ثبت نام کلاس برنامه نويسی به ميدون انقلاب رفته بودم با يه تير سه نشون زدم و بعد از خريد کتاب و ثبت نام رفتم سينما « شهر تماشا » سالن 1« ارتفاع پست» بليط 600 چوق و سالن 2 « کاغذ بی خط » سانس 11:45 صبح بليط 700 چوق.
-----------------------------------------------------------------------------------
...دينگ دينگ دينگ تق توق ترق تروق شترق اوخ آخ دينگ دينگ دينگ...
فيلم تموم شد.
-----------------------------------------------------------------------------------
ساعت حدود 13:45 از سالن زدم بيرون. بماند که فيلم چطور بود؟ خوب بود يا بد؟ در حد و اندازه های تقوايی بود يا نه؟ و هزاران سوال ديگه. اما يه موضوع خيلی مهمتر فکرمو مشغول کرده بود، « سيستم در پيتی سينما داری و بهره برداری از فيلم ما ايرانيها »
بابا جان، آخه، صنعت فيلمسازی که فقط پروانه گرفتن، فيلمبرداری ، تدوين و خلاصه بشمار تا آخر اين جور چيزها که نيست. الان ديگه سينما واسه خودش مردی شده يعنی ببخشيد صنعتی شده و هر صنعت وقتی به بهره برداری درست و سالم برسه سودمنده. الان تو اين وضع بلبشو و در هم برهم که اغلب فيلمها يکی يکی باشکست در فروش مواجه ميشن و سينماها در به در دنبال تماشاچی ميگردن، بابا يکی نيست بياد ريشه يابی کنه و لااقل جلوی مشکلات کوچول موچولو رو بگيره.
نميخوام از قيمتها شکايت کنم که اون هم واسه خودش جای بحث داره که مثلا اين قيمت گذاريها بر مبنای چيه؟ يه سينما 350 تومان،يکی 1000 تومان، يه سينما يه سالنش 700 و اون يکی 600 تومان، يک فيلم سطح بالا در يک سينمای ضعيف و يا برعکس، سينمای به ظاهر درجه يک اما خيلی ضعيف و آخر اينکه ملاک قيمت، درجه بندی فيلمهاست يا درجه بندی سينماها و هزار سوال ديگه.
ميخوام درباره مساله ای بگم که شايد بی ارتباط با مطلب اول نوشته نباشه. آخه وقتی يک سالن، فيلم 700 تومانی داره و اون يکی 600 تومانی، بليطها هم که فقط دم در نصف ميشن و تا پات به سالن انتظار برسه ديگه قانون مانونی يافت می نشود؛ و اصلا بليطها چک نميشن و نه شماره صندلی و نه هيچی و سالن انتظار مشترک و در ورود و خروج يکی و خلاصه هر کی به هر کی، شما بگين اگه يه آدمی اين قضيه رو بدونه و بخواد «کاغذ بی خط » رو ببينه چی کار می کنه؟!
آفرين صدآفرين، خوب معلومه اينکه کاری نداره با بليط اون يکی ميره اين يکی رو می بينه. روشن تر بگيم، تماشاچی اين يکيه ولی پولش ميره تو جيب تهيه کننده اون يکی، تازه اگه تماشاچی يه ذره حوصله داشته باشه و مغزش بکشه ميتونه دو تا يکی کنه و هر دو تا رو با 600 تا ببينه، چه جوری؟ معلومه اين هم کاری نداره ، دو فيلم بايک بليط اونهم با يه بليط 600 چوقی آخه گفتم که در خروجی که يُخ يعنی در خروجی قلف و زنجيره. تازه اگرم در خروج داشته باشند هم کسی کاری نداره که اصلا يارو اول صبحيه سانس آخر از سينما خارج شد يا نه، تازه ميتونه تو اوقات فراغتش از اماکن تفريحی داخل سينما بصورت رايگان استفاده کنه!! بابا ايولله اصلا بنازم به مشتری گرايی اين دست اندر کاران که اين قدر دلسوزانه فکر هدر نرفتن وقت بيننده رو هم کردن و سانسهای دو فيلم رو با اختلاف يک ربع گذاشتن و عزيزان بيننده هم ميتونن بعد از تماشای فيلم اول، قشنگ يه استراحت مختصری هم بکنن يا يه چيزی سرو کنن يا چه ميدونم يه دست به آبی و ... خدا رو چه ديدی شايد خود مسوولين واسه اون يه ربع هم مطلبی، برنامه ای مثل بندبازی يا ژان گولربازی تدارک ديدن.
خوب، اين طوری ميشه که پول ميره تو جيب اين يکی ها و اون يکی ها هم بايد به تماشاچی هاشون بنازن و همين که دو تا سينما بهشون دادن تا به حيات هنريشون ادامه بدن بسشونه!!! سينمادار هم چشمش کور دندش نرم، می خواست بليط سينماش 300 چوق بود و يا اگه خودمونو به کوچه علی چپ بزنيم، ميگيم: « چه سينمای خوبيه، ميخواد به من دو تا فيلم نشون بده!!!»
بابا نمرديم و معنی فيلم « دو فيلم با يک بليط » رو هم فهميديم آخه ميدونين اون موقع ها ماها خيلی کوچيک بوديم و مفهوم فيلما رو نمی فهميديم و بعد از سينما فقط عروسی آخرش و «مبارکتون باشه ،خانومتون واستون يه پسر تپل مپل به دنيا آورده» يادمون ميموند، تازه نمي دونم، شايدم اون موقع سينمای چند سالنه هنوز اختراع نشده بود!!!
به هرحال اين قصه سر دراز داره و اصلنم نقل اين سينما و اون سينما يا اين فيلم و اون فيلم نيست . مشکل، مشکل اکثر سينماهای ماست و معضل مال سيستم بيمار صنعت سينمای ما. البته اگر سيستمی موجود باشد. به قولی يارو گفتنی: « اينم شد سيست..........................................م!!!»
بعد از خوندن اين نوشته هم تروخدا لعن و نفرينم نکنين که « اين بابا ديگه چه جونوريه و چه کارهايي بلده اين کارا مال يه سری بی فرهنگ بی شخصيته که تعدادشون از انگشتای يه دست هم کمتره»
اولا بگم نخير اشتباه شده ما اين کاره نيستيم که اگه بوديم تيشه به ريشه خودمون نمی زديم ثانيا اگه يه ذره واقع بين باشيم و چشمامونو به واقعيتها نبنديم و صورت مساله رو پاک نکنيم و هی بی فرهنگی تماشاچی رو چماق نکنيم بکوبيم تو سرش و يا از اون طرف با گفتن جملاتی مثل «هممون بی فرهنگيم» تر و خشکو با هم نسوزونيم، می تونيم با ايده های نو و بهتر راه چاره ای واسه مشکلات پيدا کنيم. يادمون هم باشه که قانون بايد ضمانت اجرايی داشته باشه يعني همون جور که نميتونيم بگيم چون يارو گواهينامه داره پس رانندگی بلده پس پليس ميخوايم چيکار؟ نمينونيم بگيم چون مردم ما بافرهنگن پس ... و يا چون هممون بي فرهنگيم و درست نميشيم پس ... در هر دو صورت و به هر صورت ديگه سينماداری و بهره برداری از اون سيستم مدون و درست ميخواد تا حقی از هيچ کس و هيچ فيلم ضايع نشه.
خلاصه، اينها دو سه مشکل آشکار کوچولو از صدها مشکل آشکار و نهان سينمای ماست اما هميشه مشکلات بزرگ تو همين کوچولوها ريشه ميدوونه.
وقت عزيزتون رو نمی گيرم که قدما گفتن:
تو خواه از سخنم پند گير خواه ملال
من آنچه شرط بلاغ است با تو ميگويم
سایت عموجون دات ای ار رو ببین غوغا کرده !!! دیگه شده پاتوق بچه باحالا